الفيض الكاشاني

325

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

درجه باشد از برابرى با او ننگ دارد ، و در تنگراهها از او جلو مىافتد و در مجالس خود را بالاتر از او مىداند ، و انتظار دارد كه او اوّل سلام كند و اگر در بر آوردن حاجتش كوتاهى كند اين كار را از او بعيد مىشمارد و به شگفت مىآيد ، و اگر با او احتجاج و مناظره كند ننگ دارد كه جوابش را بدهد ، و اگر موعظه شود نمىپذيرد و اگر خود موعظه كند در پند دادن زورگويى مىكند و اگر بعضى از گفته‌هايش ردّ شود به خشم مىآيد و اگر تعليم دهد به نوآموزان مدارا نمىكند و آنها را خوار ساخته فرارشان مىدهد و بر آنها منّت نهاده آنان را به كار مىگيرد و نگاهش به مردم عوام به خاطر كوچك شمردن آنها مانند نگاه به درازگوشهاست . كارهايى كه تحت تأثير خوى تكبّر از انسان صادر مىشود بسيار و بيش از آن است كه شمارش شود ؛ بنابراين نيازى به شمردن آنها نيست ، چرا كه مشهور است ، پس اين همان تكبّر است و آفتش بزرگ و گرفتاريش هولناك است و به وسيلهء آن خواص مردم هلاك مىشوند ، و عابدان و زاهدان و علما كمتر از آن مصونند تا چه رسد به مردم عوام ؛ و چگونه آفت تكبّر بزرگ نباشد در حالى كه پيامبر ( ص ) فرمود : « كسى كه در قلبش به اندازهء سنگينى ذرّه‌اى تكبّر باشد وارد بهشت نمىشود . » « 78 » دليل آن كه تكبّر مانع ورود انسان به بهشت مىشود آن است كه تكبّر ميان بنده و اخلاق تمام مؤمنان كه درهاى ورود به بهشت است حايل مىشود و تكبّر و عزيز دانستن نفس تمام آن درها را مىبندد ، زيرا متكبّر نمىتواند براى مؤمنان دوست بدارد آنچه را براى خود دوست مىدارد ، و در اين حالت نوعى عزّت است ، متكبّر نمىتواند تواضع كند كه اصل اخلاق پرهيزكاران است و در آن عزّت است ، و بر فروخوردن خشم كه در آن عزّت است قادر نيست ، و نيز قادر بر ترك كينه نيست در حالى كه عزّت در آن است و نمىتواند بر راستگويى مداومت كند كه عزّت در آن است ، و بر ترك حسد قادر نيست و در آن عزّت است ، و نمىتواند خشم را رها كند كه در آن عزّت است ، و بر خيرانديشى

--> ( 78 ) طبرانى با سندى حسن و نيز اصفهانى روايت كرده‌اند چنان كه در الترغيب و الترهيب ، ج 3 ، ص 566 ، نقل شده است .